ویژه نامه ماه مبارک رمضان (کوتاه و خواندنی)

روزه
شواهد فراواني در تاريخ به چشم مي خورد که روزه در ميان يهود و مسيحيت و اقوام و ملت ديگر نيز بوده است. آنان به هنگام مواجهه با غم و اندوه و توبه و طلب خشنودي خداوند روزه مي گرفتند تا با اين کار در پيشگاه او اظهار عجز و تواضع نموده و به گناهان خود اعتراف کنند. از انجيل استفاده مي شود که مسيح (ع) چهل شبانه روز، روزه داشته است (تفسير نمونه، ج 1، ص 633) قرآن مجيد به صراحت بيان مي کند : اين فريضه الهي، در امت هاي پيشين نيز واجب بوده است.
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ بقره/183
روزه ابعاد گوناگوني دارد و آثار فراواني از نظر مادي و معنوي در وجود انسان مي گذارد که از همه مهم تر بعد «اخلاقي و فلسفه تربيتي » آن است. در واقع روزه روح آدمي را لطيف و اراده انسان را « قوي » و غرائز او را « تعديل » مي کند. روزه بستر مناسبي براي ايجاد تقوا فراهم مي سازد. افرادي که ساليانه، يک دوره يک ماهه اي را براي مبارزه با خواسته هاي دروني مي گذرانند، از آمادگي رزمي و دفاعي بيشتري برخوردارند.


الف- آثار تربيتي
1- تلطيف روح
روح انسان همواره در حال تدبير بدن است و بدن بدون تدبيرروح، مانند کشتي بدون ناخدا است. در ماه رمضان، انساني که انواع خورراک ها و نوشيدني ها را در اختيار دارد و هر لحظه که تشنه و گرسنه شد به سراغ آن مي رود، مانند درختاني است که در پناه ديوارهاي باغ بر لب نهرها مي رويند، اين درختان نازپروده، بسيار کم مقاومت و کم دوامند. اگر چند روزي آب از پاي آنها قطع شود، پژمرده شده و خشک مي شوند؛ اما درختاني که در لابه لاي صخره ها در دل کوه ها و بيابان ها مي رويند و در همان اوان رشد، همواره با طوفان هاي سخت، آفتاب سوزان، سرماي زمستان و با انواع محروميت ها دست و پنجه نرم مي کنند، بسيار محکم و بادوام هستند.
بنابراين در ماه رمضان فراغت روح و نفس بيشتر فراهم مي شود و از پرداختن فعاليت روح به امور مادي و دنيوي کاهش مي يابد و امکان پرداخت به امور معنوي بيشتر مي شود.در نتيجه روح لطافت بيشتري برخوردار مي گردد.


2- تقويت اراده
انسان با روزه داري که امساک در خوردن و آشاميدن و خودداري از برخي چيزهاي ديگر است در واقع با خواهش هاي خويش مي جنگد و در برابر غرايز خود مقاومت مي کند، تمرين اين عمل، اراده و تصميم را در انسان نيرومند مي سازد و جان را از قيد حکومت و سلطه هوس ها و خواهش ها مي رهاند. در واقع ملزم شدن انسان به اجراي برنامه ي روزه داري و تکرار آن طي يک ماه، تمرين بسيار مناسبي است براي عادت دادن نفس به اموري غير از آنچه در ماه هاي ديگر عادت کرده بود و اين عمل عزم و اراده انسان را تقويت مي کند. حضرت زهرا (س) در ضمن خطبه اي که در مسجد پيامبر ايراد نمود، فرمود : « والصيام تثبيتا للاخصلاص )علل الشرايع، ص 236) و روزه را خداوند قرار داد براي ثبات و استواري در اخلاص.»

3- کنترل غرايز
روزه دار بايد در حال روزه- با وجود گرسنگي و تشنگي- از غذا و آب و ساير لذات (از قبيل لذت جنسي) چشم بپوشد. او مي تواند زمام نفس را به دست گيرد و بر هوس ها و شهوت هاي خود مسلط شود و اين امر باعث مي گردد که غرايز به کنترل او در آيد و علاوه بر اين، در بهره وري از آنها تعديلي به وجود آيد. پيشوايان اسلام فرموده اند : «افضل الناس من جاهد هواه و اقوي الناس من غلب هواه؛ بهترين
مردم کسي است که با هواي نفس مبارزه کند و نيرومندترين آنان کسي است که بر آن پيروز شود. » (غررالحکم، ج 2، ص 416) پس روزه داران بهترين مردمند چرا که با خواسته هاي نفساني مبارزه مي کنند و اگر با مراقبت و کوشش از روزه ي خويش بتوانند بر نفس خود مسلط شوند، از نيرومندترين مردم نيز خواهند بود. شخص روزه دار، در درجه اول با مقاومت در برابر نيرومندترين خواسته هاي طبيعي و غريزي خود از خوردن و آشاميدن و غيره، اراده خود را محکم و تقويت مي نمايد و مهم ترين عادت هاي خويش را ترک و بر شهوات نفس خود مستقلاً حکومت مي کند. روزه روح و باطن انسان را از خواهش هاي ناشايسته پاک مي گرداند و صيقل مي دهد و صفاي باطن مي آورد زيرا وقتي شکم انسان از غذاها خالي شد. پرهيزگاري، امانت داري، صداقت و خلاصه انسانيت او تقويت شده و نور ايمان در قلب او تجلي مي کند.


ب- آثار اجتماعي اخلاقي روزه
نظام طبقاتي و فاصله ي زياد ميان تهيدستان و مرفهين، يکي از عوامل نارضايتي در نظام و اجتماع است. به هر ميزان فاصله ي طبقاتي، عميق تر گردد، ناهنجاري هاي اجتماعي و مفاسد اخلاقي بيشتر مي شوند و گروه تهيدست به واسطه هاي فشارهاي اقتصادي و محروميت هاي اجتماعي نسبت به توانگران، دچار حس حسد و کينه مي شوند تا آنجا که کار به خشونت هاي اجتماعي مي رسد. هنگامي که هشام بن حکم از امام صادق (ع) فلسفه روزه را مي پرسد، حضرت مي فرمايد : « به راستي خداوند روزه را واجب کرد، تا به وسيله آن بين تهيدستان و ثروتمندان برابري ايجاد کند و ثروتمندان هرگز درد گرسنگي و فقر را احساس نکرده اند و هرگاه [خوردني و آشاميدني] را اراده نموده اند برايشان ميسر بوده است، پس خداوند متعال روزه را واجب نمود تا بين بندگانش از فقير و غني، مساوات و برابري به وجود آورد (هر دو گروه رنج گرسنگي و تشنگي را بکشند) سرمايه داران مسلمان گرسنگي و درد فقيران را لمس نمايند تا بر آنان شفقت ورزند و ترحم کنند. (من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 73)


ج- آثار بهداشتي و درماني روزه
روزه، افزون بر فوائد تربيتي و اجتماعي فوائد بهداشتي نيز دارد. روزه تمام دستگاه هاي بدن را از خستگي مدام رها مي سازد، عمر را طولاني مي کند، به جسم نشاط تازه اي مي بخشد و آدمي را از کسالت و سستي در مي آورد، از بيماري و دردها آزاد مي سازد و چاقي زياد را از بين مي برد. پيام آور بزرگ اسلام، پيامبر اکرم, قرن ها پيش، اين مطلب را در کلامي ژرف چنين فرمود : معده، خانه تمام دردهاست و پرهيز و امساک بالاترين داروهاست. (بحارالانوار،ج 58 ،ص 307، بيروت ،موسسه الوفاء). همچنين ايشان فرموده اند : روزه بگيريد تا سالم بمانيد. (کنزالعمال، ج 8، ص 45) و نيز در روايات بسياري پيشوايان گرامي اسلام فرموده اند : معده آدمي خانه بيماري هاي اوست و پرهيز از غذا درمان آن است.
با روزه و امساک مي توان بيماري ها را بهبود بخشيد و معالجه کرد. البته در صورتي که با اعتدال و به دور از هر گونه زياده روي باشد و در هنگام سحر و افطار در خوردن و آشاميدن افراط نشود. متأسفانه برخي افراد شکم پرست که از روزه گرفتن دوري مي کنند، با استدلال هاي نادرست به دنبال مضر دانستن روزه هستند. آنها معتقدند که روزه موجب زخم معده مي شود که البته اين باور اشتباهي است زيرا روزه باعث استراحت معده است و در حال روزه اسيد معده به جاي غذا به وسيله صفرا خنثي مي شود و هيچ گونه زخمي ايجاد نمي گردد.


د- آثار عرفاني الهي روزه
در حديث قدسي آمده: که خداي تعالي فرمود : «از ميان اعمال و عبادات فرزندان آدم، فقط روزه براي من است و من پاداش روزه ام. » ( کافي، ج 4، ص 63)
روزه تنها عبادتي است که از امور عدمي تشکيل مي شود، به خلاف عبادات ديگر، از قبيل نماز، و حج و امثال آن، که از امور وجودي هم در آنها دخالت دارند، و روشن است که فعل وجودي نمي تواند محض و خالص در اظهار عبوديت عبد و ربوبيت خداي متعال باشد؛ زيرا خالي از نقايص مادي و آفت محدوديت و اثبات انانيت نيست، و ممکن است در انجام آن قصد غير خدا (ريا) نيز به ميان آيد، و سهمي از آن را براي غير خدا انجام دهد، چنان که در موارد ريا و سمعه و سجده براي غير خدا اين آفات مشاهده مي شود، به خلاف عملي که همه آن نفي است، يعني روزه که عبارت است از نخوردن، ننوشيدن، و ترک بسياري از مشتهيات ديگر که صاحبش خود را بالاتر از اسارت در برابر ماديات مي بيند، و با خويشتن داري
خود را از لوث شهوات نفس پاک نگه مي دارد، و اين امور عدمي چيزي نيست که غير خدا هم سهمي از آن داشته باشد؛ زيرا امري است تنها ميان بنده و پرودگارش (پنهان از چشم ديگران است) و طبعاً کسي جز خدا از آن باخبر نمي شود.
امير مؤمنان علي (ع) نيز به همين مرتبه اشاره مي فرمايد : صيام القلب عن الفکر في الاثام افضل من صيام البطن عن الطعام؛ روزه دل از انديشه ي گناهان برتر از روزه شکم از خوردن و آشاميدن است. » (غررالحکم، حکمت 5873) و البته اين بدان معنا نيست که ظاهر روزه و امساک از خوردن و آشاميدن را رها کنيم بلکه لازم است به آن اکتفا ننماييم و همراه با آن بکوشيم که به نتايج معنوي روزه نيز برسيم.


منبع : ويژه نامه labbayk.ir